معنی ۱neutral; technical contexts possible · 82%
ترکیبی از اجزای متفاوت که با هم ماده یا مجموعهای را تشکیل میدهند.
مثالهای طبیعی
Das Gemisch aus Sand und Wasser setzte sich langsam ab.
مخلوط شن و آب بهآرامی تهنشین شد.
Die Soße braucht ein Gemisch aus Öl und Kräutern.
سس به ترکیبی از روغن و سبزیهای معطر نیاز دارد.
Der Bericht war ein Gemisch aus Fakten und Vermutungen.
گزارش آمیزهای از واقعیتها و حدسها بود.
نکتهٔ کاربردی
Gemisch خنثی است و جمع آن Gemische است؛ هم ترکیب مادی و هم مجموعهای ناهمگون را میرساند.
درس کوتاه: Gemisch
ترکیبی از اجزای متفاوت که با هم ماده یا مجموعهای را تشکیل میدهند. Gemisch خنثی است و جمع آن Gemische است؛ هم ترکیب مادی و هم مجموعهای ناهمگون را میرساند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Gemisch» مطابقت دارد؟
