معنی ۱military · 82%
افسر بلندپایهای در ارتش که فرماندهی یگانی بزرگ را بر عهده دارد.
مثالهای طبیعی
Der General besuchte die Soldaten an der Grenze.
ژنرال از سربازان در مرز دیدار کرد.
Im Film spielt eine erfahrene Schauspielerin den General.
در فیلم، بازیگری باتجربه نقش ژنرال را بازی میکند.
Der General gab den Befehl zum Rückzug.
ژنرال فرمان عقبنشینی داد.
نکتهٔ کاربردی
General مذکر و جمع آن Generäle است؛ ساختار درجههای نظامی در کشورها فرق دارد و جایگاه دقیق یکسان نیست.
درس کوتاه: General
افسر بلندپایهای در ارتش که فرماندهی یگانی بزرگ را بر عهده دارد. General مذکر و جمع آن Generäle است؛ ساختار درجههای نظامی در کشورها فرق دارد و جایگاه دقیق یکسان نیست.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «General» مطابقت دارد؟
