معنی ۱neutral · 90%
از تجربه، غذا یا موقعیتی لذت بردن
مثالهای طبیعی
Wir genießen unseren Urlaub am Meer.
از تعطیلاتمان کنار دریا لذت میبریم.
Sie genießt das Essen in Ruhe.
او با آرامش از غذا لذت میبرد.
Die Gäste genießen die warme Sonne.
مهمانان از آفتاب گرم لذت میبرند.
نکتهٔ کاربردی
چیزی که از آن لذت میبریم Akkusativ میآید.
ترکیبهای رایج
— از تعطیلات لذت بردن

