معنی ۱neutral · 90%
برای شخص، هدف یا نیاز کافی بودن
مثالهای طبیعی
Das Geld genügt für die Reise.
این پول برای سفر کافی است.
Eine Stunde genügt uns völlig.
یک ساعت کاملاً برای ما کافی است.
Diese Erklärung genügt nicht.
این توضیح کافی نیست.
نکتهٔ کاربردی
شخص میتواند در Dativ بیاید: Das genügt mir.

