مربوط به مکانها، چشماندازها یا پراکندگی فضایی پدیدهها روی زمین.
مثالهای طبیعی
Die geographische Lage macht den Hafen wichtig.
موقعیت جغرافیایی بندر را مهم میکند.
Wir markierten die geographischen Grenzen auf der Karte.
مرزهای جغرافیایی را روی نقشه علامت زدیم.
Die Studie zeigt die geographische Verteilung der Arten.
این پژوهش پراکندگی جغرافیایی گونهها را نشان میدهد.
نکتهٔ کاربردی
geographisch صفتی نسبی است و معمولاً درجهبندی نمیشود؛ اغلب پیش از واژههایی مانند Lage، Grenze یا Verteilung میآید.
درس کوتاه: geographisch
مربوط به مکانها، چشماندازها یا پراکندگی فضایی پدیدهها روی زمین. geographisch صفتی نسبی است و معمولاً درجهبندی نمیشود؛ اغلب پیش از واژههایی مانند Lage، Grenze یا Verteilung میآید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «geographisch» مطابقت دارد؟
