معنی ۱neutral; academic · 82%
مربوط به هندسه یا مبتنی بر شکلها، اندازهها و روابط فضایی.
مثالهای طبیعی
Die Fliesen bilden ein geometrisches Muster.
کاشیها الگویی هندسی میسازند.
Im Unterricht berechneten wir geometrische Flächen.
در کلاس مساحتهای هندسی را حساب کردیم.
Der Künstler kombinierte geometrische Formen mit Holz.
هنرمند شکلهای هندسی را با چوب ترکیب کرد.
نکتهٔ کاربردی
geometrisch صفتی نسبی است و معمولاً درجهبندی نمیشود؛ برای نمونه با Form، Muster یا Figur میآید.
درس کوتاه: geometrisch
مربوط به هندسه یا مبتنی بر شکلها، اندازهها و روابط فضایی. geometrisch صفتی نسبی است و معمولاً درجهبندی نمیشود؛ برای نمونه با Form، Muster یا Figur میآید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «geometrisch» مطابقت دارد؟
