معنی ۱formal · 88%
مسئولیت خطا یا پیامدهای آن را پذیرفتن و در صورت نیاز خسارت را جبران کردن.
مثالهای طبیعی
Der Bauunternehmer muss für die Schäden an den Nachbarhäusern geradestehen.
پیمانکار باید بابت خسارت واردشده به خانههای مجاور پاسخگو باشد.
Ich stehe für meinen Fehler gerade und werde die zusätzlichen Kosten übernehmen.
من مسئولیت اشتباهم را میپذیرم و هزینههای اضافی را پرداخت میکنم.
Am Ende hat niemand für die falschen Versprechen geradegestanden.
در نهایت هیچکس بابت وعدههای دروغین پاسخگو نشد.
نکتهٔ کاربردی
در جملهٔ اصلی «gerade» جدا میشود: «Sie steht dafür gerade»؛ در مصدر و وجه وصفی به هم میپیوندد.
