معنی ۱neutral · 88%
واقعاً یا بهشدت، برای تأکید قوی بر توصیف
مثالهای طبیعی
Die Hitze ist geradezu unerträglich.
گرما واقعاً تحملناپذیر است.
Das Ergebnis ist geradezu erstaunlich.
نتیجه واقعاً شگفتانگیز است.
Seine Reaktion war geradezu begeistert.
واکنش او واقعاً مشتاقانه بود.
نکتهٔ کاربردی
geradezu معمولاً پیش از صفت یا عبارت مورد تأکید میآید.
