معنی ۱neutral · 86%
اغلب ناخواسته وارد یک وضعیت شدن یا در آن قرار گرفتن.
مثالهای طبیعی
Wir sind in einen Stau geraten.
در ترافیک گیر افتادیم.
Er geriet plötzlich in Schwierigkeiten.
او ناگهان دچار مشکل شد.
Auf dem Weg gerieten wir in ein Gewitter.
در راه گرفتار رعدوبرق و طوفان شدیم.
نکتهٔ کاربردی
در Perfekt این فعل با sein میآید: Wir sind in einen Stau geraten.
ترکیبهای رایج
— دچار مشکل شدن

