معنی ۱neutral · 88%
نمایندهٔ رسمی فرستادهشده برای مأموریت دیپلماتیک یا ویژه
مثالهای طبیعی
Der Gesandte überbrachte eine offizielle Botschaft der Regierung.
فرستادهٔ رسمی پیام دولت را منتقل کرد.
Ein Gesandter des Königs nahm an den Verhandlungen teil.
فرستادهٔ پادشاه در مذاکرات شرکت کرد.
Die Organisation ernannte einen Sondergesandten für die Region.
سازمان یک فرستادهٔ ویژه برای منطقه منصوب کرد.
نکتهٔ کاربردی
رسمی و دیپلماتیک است و رتبهٔ آن میتواند با Botschafter متفاوت باشد.
