معنی ۱neutral · 88%
مأموریت یا هیئت رسمی دیپلماتیک برای نمایندگی از یک دولت یا حاکم
مثالهای طبیعی
Die Gesandtschaft blieb mehrere Monate am Hof.
هیئت دیپلماتیک چند ماه در دربار ماند.
Die Gesandtschaft sollte neue Handelsbeziehungen vorbereiten.
این مأموریت دیپلماتیک قرار بود روابط تجاری تازهای را آماده کند.
Die Akten der Gesandtschaft sind im Staatsarchiv erhalten.
اسناد نمایندگی دیپلماتیک در آرشیو دولتی حفظ شدهاند.
نکتهٔ کاربردی
امروزه اغلب تاریخی است؛ برای سفارت مدرن معمولاً Botschaft بهکار میرود.
