معنی ۱neutral · 88%
قواعد رسمی تنظیمکنندهٔ روندها، بحثها و تصمیمگیری در یک سازمان یا مجمع
مثالهای طبیعی
Nach der Geschäftsordnung ist für den Antrag eine Mehrheit erforderlich.
طبق آییننامه، این پیشنهاد به اکثریت نیاز دارد.
Der Verein hat seine Geschäftsordnung überarbeitet.
انجمن آییننامهٔ داخلی خود را بازنگری کرد.
Die Vorsitzende verwies auf die Geschäftsordnung und beendete die Debatte.
رئیس جلسه به آییننامه استناد کرد و بحث را پایان داد.
نکتهٔ کاربردی
در پارلمانها، انجمنها، کمیتهها و جلسات رسمی رایج است.
