معنی ۱neutral · 88%
نرم، انعطافپذیر و روان در حرکت یا رفتار
مثالهای طبیعی
Die Tänzerin bewegt sich außergewöhnlich geschmeidig.
رقصنده بسیار نرم و روان حرکت میکند.
Das Leder bleibt auch bei Kälte erstaunlich geschmeidig.
چرم حتی در سرما هم بهطرز شگفتآوری نرم میماند.
Der Vermittler reagierte geschmeidig auf die veränderte Lage.
میانجی با انعطاف به وضعیت تغییرکرده واکنش نشان داد.
نکتهٔ کاربردی
کاربرد مجازی اغلب مثبت است، اما در سیاست گاهی حس فرصتطلبی میدهد.
