نوشتهای که گوینده آن را بیکیفیت، سطحی یا بیارزش میداند.
مثالهای طبیعی
Die Chefredakteurin warf das Geschreibsel in den Papierkorb, ohne eine zweite Seite zu lesen.
سردبیر بدون اینکه صفحهٔ دوم را بخواند، آن چرندیات مکتوب را دور انداخت.
Nenn meinen Brief bitte nicht Geschreibsel; ich habe lange daran gearbeitet.
لطفاً نامهام را چرندیات خطاب نکن؛ برایش خیلی زحمت کشیدهام.
Nach drei Absätzen brach er die Lektüre dieses selbstgefälligen Geschreibsels ab.
بعد از سه بند، خواندن آن نوشتهٔ خودپسندانه و بیارزش را رها کرد.
نکتهٔ کاربردی
این واژه ارزش و کیفیت نوشته را زیر سؤال میبرد، نه لزوماً خوانایی خط را.
