حالت انتظار همراه با کنجکاوی و هیجان برای رخدادی پیشِ رو.
مثالهای طبیعی
Vor der Verkündung des Preises war im Saal eine beinahe greifbare Gespanntheit zu spüren.
پیش از اعلام جایزه، انتظار پرهیجانی تقریباً ملموس در سالن حس میشد.
Die Kinder verfolgten den letzten Zaubertrick mit sichtbarer Gespanntheit.
بچهها با هیجان و انتظار آشکار آخرین شعبده را دنبال کردند.
Ihre Gespanntheit wuchs, als sich der versiegelte Umschlag endlich öffnete.
وقتی پاکت مهرومومشده سرانجام باز شد، هیجان انتظارش بیشتر شد.
نکتهٔ کاربردی
این معنا انتظار مشتاقانه را میرساند و لزوماً ترس نیست.
