گروهی از افراد که برای گفتوگوی منظم دربارهٔ موضوعی مشترک گرد هم میآیند.
مثالهای طبیعی
Der Gesprächskreis für pflegende Angehörige trifft sich jeden zweiten Mittwoch.
حلقهٔ گفتوگوی خانوادههای مراقب بیمار، چهارشنبهها یک هفته در میان تشکیل میشود.
Im Gesprächskreis konnten die Jugendlichen ohne Notendruck über ihre Zukunft sprechen.
نوجوانان در حلقهٔ گفتوگو توانستند بدون فشار نمره دربارهٔ آیندهشان صحبت کنند.
Sie gründete einen Gesprächskreis, um ältere und jüngere Dorfbewohner miteinander ins Gespräch zu bringen.
او حلقهای برای گفتوگو راه انداخت تا اهالی جوان و سالمند روستا با هم صحبت کنند.
