آشکارا پذیرفتن که کاری انجام دادهایم یا گفتهای درست است.
مثالهای طبیعی
Der Fahrer gestand den Fehler sofort.
راننده فوراً به اشتباه اعتراف کرد.
Sie gestand ihrer Schwester, dass sie Angst hatte.
او به خواهرش اعتراف کرد که ترسیده بود.
Der Politiker gestand den Irrtum vor der Presse.
سیاستمدار در برابر خبرنگاران به خطا اعتراف کرد.
نکتهٔ کاربردی
gestehen در Perfekt با haben میآید: hat gestanden؛ میتوان چیزی را پذیرفت یا اعتراف کرد که فرد اشتباهی مرتکب شده است.
درس کوتاه: gestehen
آشکارا پذیرفتن که کاری انجام دادهایم یا گفتهای درست است. gestehen در Perfekt با haben میآید: hat gestanden؛ میتوان چیزی را پذیرفت یا اعتراف کرد که فرد اشتباهی مرتکب شده است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «gestehen» مطابقت دارد؟
