معنی ۱neutral; formal · 82%
مربوط به سلامت یا وضعیت جسمی یک فرد.
مثالهای طبیعی
Wegen gesundheitlicher Probleme pausiert sie mit dem Sport.
او بهدلیل مشکلات سلامتی ورزش را موقتاً کنار گذاشته است.
Die lange Reise war gesundheitlich unbedenklich.
سفر طولانی از نظر سلامتی بیخطر بود.
Der Arzt fragte nach ihrer gesundheitlichen Vorgeschichte.
پزشک دربارهٔ پیشینهٔ سلامتی او پرسید.
نکتهٔ کاربردی
gesundheitlich صفتی نسبی است و معمولاً درجهبندی نمیشود؛ gesundheitliche Probleme ترکیبی رایج است.
درس کوتاه: gesundheitlich
مربوط به سلامت یا وضعیت جسمی یک فرد. gesundheitlich صفتی نسبی است و معمولاً درجهبندی نمیشود؛ gesundheitliche Probleme ترکیبی رایج است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «gesundheitlich» مطابقت دارد؟
