بهطور رسمی حقی، امتیازی یا فرصتی را به کسی دادن.
مثالهای طبیعی
Die Bank gewährte dem Betrieb einen weiteren Kredit.
بانک به کسبوکار وام دیگری اعطا کرد.
Der Vermieter gewährte uns zwei Wochen Aufschub.
صاحبخانه دو هفته مهلت اضافه به ما داد.
Das Museum gewährt Kindern freien Eintritt.
موزه به کودکان اجازهٔ ورود رایگان میدهد.
نکتهٔ کاربردی
gewähren جدانشدنی است و در Perfekt با haben میآید: hat gewährt؛ اسمهایی مانند Recht، Zugang و Aufschub مفعول رایجاند.
درس کوتاه: gewähren
بهطور رسمی حقی، امتیازی یا فرصتی را به کسی دادن. gewähren جدانشدنی است و در Perfekt با haben میآید: hat gewährt؛ اسمهایی مانند Recht، Zugang و Aufschub مفعول رایجاند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «gewähren» مطابقت دارد؟
