معنی ۱neutral · 86%
نیازمند عادتکردن
مثالهای طبیعی
Das neue Design ist etwas gewöhnungsbedürftig.
طراحی جدید کمی نیاز به عادت دارد.
Der intensive Geschmack ist für viele gewöhnungsbedürftig.
طعم شدید برای خیلیها نیاز به عادت دارد.
Die Bedienung wirkt anfangs gewöhnungsbedürftig.
کار با آن در ابتدا کمی ناآشنا و دشوار است.
نکتهٔ کاربردی
میتواند انتقاد منفی را ملایم کند و معمولاً میرساند که با عادتکردن پذیرش بیشتر میشود.
