معنی ۱neutral; textile or medical · 82%
مادهای از درهمتنیدن رشتهها یا لایهای سازمانیافته از سلولهای بدن.
مثالهای طبیعی
Das Gewebe aus Leinen fühlt sich angenehm an.
پارچهٔ کتان حس خوشایندی دارد.
Die Ärztin entnahm eine Probe aus dem Gewebe.
پزشک از بافت نمونه برداشت.
Das weiche Gewebe schützt die empfindliche Stelle.
بافت نرم از بخش حساس محافظت میکند.
نکتهٔ کاربردی
Gewebe خنثی است و میتواند پارچه یا بافت زیستی باشد؛ بافت جمله معنا را روشن میکند و جمع آن Gewebe است.
درس کوتاه: Gewebe
مادهای از درهمتنیدن رشتهها یا لایهای سازمانیافته از سلولهای بدن. Gewebe خنثی است و میتواند پارچه یا بافت زیستی باشد؛ بافت جمله معنا را روشن میکند و جمع آن Gewebe است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Gewebe» مطابقت دارد؟
