معنی ۱neutral · 86%
مایل یا آمادهٔ انجام کاری بودن
مثالهای طبیعی
Die Regierung ist gewillt, erneut zu verhandeln.
دولت مایل است دوباره مذاکره کند.
Sie war gewillt, zusätzliche Verantwortung zu übernehmen.
او مایل بود مسئولیت بیشتری بپذیرد.
Keiner war gewillt, einen Kompromiss einzugehen.
هیچکس مایل نبود مصالحه کند.
نکتهٔ کاربردی
از bereit sein رسمیتر است و در متنهای استدلالی یا بیانیههای رسمی رایج است.
