gezwungen
C2صفتتحمیلی، ناگزیر، زورکی
JadoLearn Dictionary
gezwungen یعنی تحمیلی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تحمیلی، ناگزیر، زورکی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تحمیلی، ناگزیر، زورکی
تحمیلی، ناگزیر، زورکی
تشنجی، متشنج، مختلج
سیاه رنگ، اسود، سیاه رنگی
مستعد جنگ، مشار، کوشش آمیز
مستعد جنگ، مشار، کوشش آمیز
مستعد جنگ، مشار، کوشش آمیز
مستعد جنگ، مشار، کوشش آمیز
گروه دوست، معاشرتی، انسی
خوش برخورد، خوش خلق، مقوی
گروه دوست، معاشرتی، انسی
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.