معنی ۱neutral · 90%
بالاترین نقطه یا قلهٔ یک کوه
مثالهای طبیعی
Wir erreichten am Mittag den Gipfel.
ظهر به قله رسیدیم.
Der Gipfel ist mit Schnee bedeckt.
قله پوشیده از برف است.
Vom Gipfel sieht man das ganze Tal.
از قله کل دره دیده میشود.
نکتهٔ کاربردی
Gipfel برای بالاترین نقطهٔ یک کوه بهکار میرود.
ترکیبهای رایج
— به قله رسیدن

