شخص یا نهادی که فرد یا شرکتی به او بدهکار است.
مثالهای طبیعی
Der Gläubiger erinnerte die Firma an die offene Rechnung.
طلبکار بدهی پرداختنشده را به شرکت یادآوری کرد.
Mehrere Gläubiger verhandelten mit dem insolventen Betrieb.
چند بستانکار با کسبوکار ورشکسته مذاکره کردند.
Der Gläubiger stimmte einer längeren Frist zu.
طلبکار با مهلتی طولانیتر موافقت کرد.
نکتهٔ کاربردی
Gläubiger مذکر است؛ صورت مؤنث Gläubigerin و جمع آن Gläubiger است. در بافت دینی میتواند بهمعنای مؤمن نیز باشد.
درس کوتاه: Gläubiger
شخص یا نهادی که فرد یا شرکتی به او بدهکار است. Gläubiger مذکر است؛ صورت مؤنث Gläubigerin و جمع آن Gläubiger است. در بافت دینی میتواند بهمعنای مؤمن نیز باشد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Gläubiger» مطابقت دارد؟
