فکر کردن که چیزی درست است؛ باور داشتن به یک گفته
مثالهای طبیعی
Ich glaube, morgen regnet es.
فکر میکنم فردا باران میآید.
Glaubst du, die Antwort ist richtig?
فکر میکنی پاسخ درست است؟
Wir haben geglaubt, der Bus kommt um neun.
ما فکر میکردیم اتوبوس ساعت نه میآید.
نکتهٔ کاربردی
در آلمانی روزمرهٔ A1، Ich glaube, der Bus kommt bald روش رایجی برای بیان نظر با احتیاط است.

