در عمل همارزِ پیامد یا اقدامی خاص بودن، حتی اگر از نظر ظاهری یکسان نباشد.
مثالهای طبیعی
Eine vollständige Sperrung der Zufahrt käme für viele Bewohner einem Berufsverbot gleich.
مسدودکردن کامل راه دسترسی برای بسیاری از ساکنان عملاً در حکم ممنوعیت کار است.
Dass alle Passagiere überlebten, kam unter diesen Umständen einem Wunder gleich.
زندهماندن همهٔ مسافران در آن شرایط به معجزه میمانست.
Eine solche Kürzung käme der Einstellung des gesamten Programms gleich.
چنین کاهشی عملاً به معنای تعطیلی کل برنامه خواهد بود.
نکتهٔ کاربردی
متمم این فعل داتیو است: «einem Wunder gleichkommen».
