معنی ۱neutral · 82%
چنان پخش یا پیشرونده که تفاوت چشمگیر یا نوسان ناگهانی نداشته باشد.
مثالهای طبیعی
Der Regen fiel die ganze Nacht gleichmäßig.
باران تمام شب یکنواخت بارید.
Verteile den Teig gleichmäßig auf dem Blech.
مایه را بهطور یکنواخت روی سینی پخش کن.
Sein Atem wurde wieder gleichmäßig.
تنفسش دوباره منظم شد.
نکتهٔ کاربردی
gleichmäßig توزیع، حرکت یا روند را توصیف میکند و درجهپذیر است؛ شکل قیدی آن نیز gleichmäßig است.
درس کوتاه: gleichmäßig
چنان پخش یا پیشرونده که تفاوت چشمگیر یا نوسان ناگهانی نداشته باشد. gleichmäßig توزیع، حرکت یا روند را توصیف میکند و درجهپذیر است؛ شکل قیدی آن نیز gleichmäßig است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «gleichmäßig» مطابقت دارد؟
