معنی ۱neutral · 92%
دارای همان ارزش، کیفیت، جایگاه یا کاراییِ چیز دیگری
مثالهای طبیعی
Die beiden Abschlüsse gelten in diesem Verfahren als gleichwertig.
این دو مدرک در این فرایند همارز محسوب میشوند.
Für diese Aufgabe sind beide Programme nahezu gleichwertig.
برای این کار هر دو برنامه تقریباً همارز هستند.
Teilzeitkräfte sollen als gleichwertige Mitglieder des Teams behandelt werden.
کارکنان پارهوقت باید اعضای همارزش تیم تلقی شوند.
نکتهٔ کاربردی
ساختارهای رایج شامل gleichwertig sein و als gleichwertig gelten یا anerkannt werden هستند.
