gleiten
C1فعلغلت، سرسره، سراندن
JadoLearn Dictionary
gleiten یعنی غلت. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
غلت، سرسره، سراندن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بستنگاه، پهلو گرفتن، اطاق کشتی
متصاعد شدن، عروج کردن، فرازیدن
متصاعد شدن، عروج کردن، فرازیدن
اوج گرفتن، بلند پرواز کردن، غوطهورساختن
هوانوردی، هواپیمائی، هواپیمیی کشوری
غلغلک دادن، غلغلک، غلت
خزیدن، سینه مال رفتن، شنال کرال
غلت، سرسره، سراندن
غلت، سرسره، سراندن
غلت، سرسره، سراندن
عمل آوردن، فر اوردن، اختراع کردن
عمل آوردن، فر اوردن، بیرون دادن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.