بخشی از بدن مانند دست یا پا که اندامی متحرک بهشمار میرود.
مثالهای طبیعی
Bei der Untersuchung bewegte er alle Glieder seines Körpers.
در معاینه، همهٔ اندامهای بدنش را حرکت داد.
Die Ärztin prüfte die Beweglichkeit aller Glieder des Körpers.
پزشک توان حرکتی همهٔ اندامهای بدن را بررسی کرد.
Nach dem Dehnen fühlten sich ihre Glieder wieder locker an.
پس از حرکات کششی، اندامهایش دوباره راحت شده بودند.
نکتهٔ کاربردی
Glied خنثی و جمع آن Glieder است؛ در گفتار روزمره معمولاً Arme و Beine رایجترند. Glied در کاربرد محاورهای میتواند به اندام تناسلی مردانه هم اشاره کند؛ برای اندامهای بدن، Gliedmaße روشنتر است.
درس کوتاه: Glied
بخشی از بدن مانند دست یا پا که اندامی متحرک بهشمار میرود. Glied خنثی و جمع آن Glieder است؛ در گفتار روزمره معمولاً Arme و Beine رایجترند. Glied در کاربرد محاورهای میتواند به اندام تناسلی مردانه هم اشاره کند؛ برای اندامهای بدن، Gliedmaße روشنتر است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Glied» مطابقت دارد؟
