معنی ۱neutral · 82%
شیئی فلزی و توخالی که هنگام ضربه یا حرکت صدایی زنگدار تولید میکند.
مثالهای طبیعی
Die Glocke am Fahrrad war kaum zu hören.
زنگ دوچرخه بهسختی شنیده میشد.
Um sechs läutete die Glocke der Kirche.
ناقوس کلیسا ساعت شش به صدا درآمد.
Ein Kind schlug die kleine Glocke vorsichtig an.
کودکی بااحتیاط به زنگ کوچک ضربه زد.
نکتهٔ کاربردی
Glocke مؤنث و جمع آن Glocken است؛ میگویند eine Glocke läuten و Kirchenglocke و Fahrradglocke ترکیبهای رایجیاند.
درس کوتاه: Glocke
شیئی فلزی و توخالی که هنگام ضربه یا حرکت صدایی زنگدار تولید میکند. Glocke مؤنث و جمع آن Glocken است؛ میگویند eine Glocke läuten و Kirchenglocke و Fahrradglocke ترکیبهای رایجیاند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Glocke» مطابقت دارد؟
