اندازه یا مقیاس تقریبی یک مقدار، طرح یا مسئله.
مثالهای طبیعی
Die Renovierung kostet in einer Größenordnung von fünfzigtausend Euro.
هزینهٔ بازسازی در حدود پنجاه هزار یورو است.
Wir müssen zuerst die Größenordnung des Schadens kennen.
ابتدا باید از گسترهٔ خسارت آگاه شویم.
Die beiden Projekte liegen in derselben Größenordnung.
این دو طرح در مقیاسی مشابه قرار دارند.
نکتهٔ کاربردی
Größenordnung مؤنث است و اغلب با von میآید: eine Größenordnung von tausend Euro؛ مقدار تقریبی است، نه دقیق.
درس کوتاه: Größenordnung
اندازه یا مقیاس تقریبی یک مقدار، طرح یا مسئله. Größenordnung مؤنث است و اغلب با von میآید: eine Größenordnung von tausend Euro؛ مقدار تقریبی است، نه دقیق.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Größenordnung» مطابقت دارد؟
