معنی ۱neutral; business · 82%
فردی که شرکت، سازمان یا نهادی را بنیان میگذارد.
مثالهای طبیعی
Der Gründer eröffnete sein Café im Frühjahr.
بنیانگذار کافهاش را در بهار افتتاح کرد.
Zwei Gründer stellten ihre Idee beim Wettbewerb vor.
دو بنیانگذار ایدهشان را در مسابقه معرفی کردند.
Der Gründer leitete die Organisation viele Jahre.
بنیانگذار سالها سازمان را اداره کرد.
نکتهٔ کاربردی
Gründer مذکر است و صورت مؤنث آن Gründerin است؛ جمع آن Gründer میماند.
درس کوتاه: Gründer
فردی که شرکت، سازمان یا نهادی را بنیان میگذارد. Gründer مذکر است و صورت مؤنث آن Gründerin است؛ جمع آن Gründer میماند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Gründer» مطابقت دارد؟
