معنی ۱neutral · 86%
آرامگاه یا بنای یادبود قبر
مثالهای طبیعی
Das Grabmal wurde für einen Fürsten errichtet.
این بنای آرامگاهی برای یک شاهزاده ساخته شد.
Das Grabmal trägt fein gemeißelte Inschriften.
روی آرامگاه کتیبههای ظریف حک شده است.
Restauratoren sichern das beschädigte Grabmal.
مرمتگران در حال تثبیت آرامگاه آسیبدیدهاند.
نکتهٔ کاربردی
Grabmal بر سازهٔ یادبود تأکید دارد، نه صرفاً خود قبر.
