معنی ۱formal; administrative · 82%
گروهی از افراد که با هم دربارهٔ موضوعات مشورت میکنند و تصمیم میگیرند.
مثالهای طبیعی
Das Gremium prüft den Vorschlag am Freitag.
کمیته روز جمعه پیشنهاد را بررسی میکند.
Ein unabhängiges Gremium überwacht die Vergabe.
هیئتی مستقل بر تخصیص نظارت میکند.
Mehrere Gremien stimmten dem gemeinsamen Plan zu.
چند هیئت با طرح مشترک موافقت کردند.
نکتهٔ کاربردی
Gremium خنثی و جمع آن Gremien است؛ معمولاً هیئتی رسمی برای مشورت یا تصمیمگیری در سازمان است.
درس کوتاه: Gremium
گروهی از افراد که با هم دربارهٔ موضوعات مشورت میکنند و تصمیم میگیرند. Gremium خنثی و جمع آن Gremien است؛ معمولاً هیئتی رسمی برای مشورت یا تصمیمگیری در سازمان است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Gremium» مطابقت دارد؟
