کشوری با نفوذ فراگیر نظامی، اقتصادی یا سیاسی در فراتر از مرزهای خود.
مثالهای طبیعی
Die frühere Großmacht verlor nach dem Krieg einen Großteil ihres internationalen Einflusses.
آن قدرت بزرگِ سابق پس از جنگ بخش زیادی از نفوذ بینالمللیاش را از دست داد.
In der Debatte wurde gefragt, ob wirtschaftliche Stärke allein eine Großmacht ausmacht.
در بحث پرسیده شد آیا قدرت اقتصادی بهتنهایی برای تبدیلشدن به قدرت بزرگ کافی است.
Mehrere Großmächte verhandelten über gemeinsame Regeln für die Schifffahrt.
چند قدرت بزرگ دربارهٔ قواعد مشترک کشتیرانی مذاکره کردند.
