معنی ۱neutral · 92%
شهری بزرگ با جمعیت زیاد و زیرساخت شهری گسترده
مثالهای طبیعی
Das Wohnen in einer Großstadt ist oft deutlich teurer.
زندگی در یک کلانشهر اغلب بهطور محسوسی گرانتر است.
In Großstädten nutzen viele Menschen täglich öffentliche Verkehrsmittel.
در کلانشهرها بسیاری از مردم هر روز از حملونقل عمومی استفاده میکنند.
Sie bevorzugt das kulturelle Angebot einer Großstadt.
او امکانات فرهنگی یک کلانشهر را ترجیح میدهد.
نکتهٔ کاربردی
Großstadt در برابر Kleinstadt و Dorf قرار میگیرد و در بحث مسکن، حملونقل، کار و سبک زندگی رایج است.
