معنی ۱neutral · 88%
سازمان، شرکت یا مؤسسهای را تأسیس کردن
مثالهای طبیعی
Sie gründet eine kleine Firma.
او یک شرکت کوچک تأسیس میکند.
Die Organisation wurde vor zehn Jahren gegründet.
سازمان ده سال پیش تأسیس شد.
Wir wollen einen Verein gründen.
میخواهیم یک انجمن تأسیس کنیم.
نکتهٔ کاربردی
چیزی که تأسیس میشود مفعول Akkusativ است.
ترکیبهای رایج
— شرکت تأسیس کردن

