معنی ۱neutral · 86%
بنیادی یا مربوط به یک اصل مهم و اساسی.
مثالهای طبیعی
Das ist eine grundsätzliche Frage.
این یک پرسش اساسی است.
Zwischen den Modellen gibt es einen grundsätzlichen Unterschied.
بین این مدلها یک تفاوت اساسی وجود دارد.
Wir brauchen zuerst eine grundsätzliche Entscheidung.
اول به یک تصمیم اساسی نیاز داریم.
نکتهٔ کاربردی
grundsätzlich بهعنوان صفت، پیش از اسم پسوند معمول صفت را میگیرد.
ترکیبهای رایج
— پرسش اساسی

