Grundstock
C2اسمسهام، موجودی، ذخیره سازی کردن
JadoLearn Dictionary
Grundstock یعنی سهام. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سهام، موجودی، ذخیره سازی کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
عصا، قصب، باچوب زدن
تخته شستی، ماله صافکاری، ترجیح
سهام، موجودی، ذخیره سازی کردن
سکون، توقف گاه، ماندن
کلکسیون، گرداوری، مجموعه
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.