Grusinisch
C2اسمگرجی، گرجستانی، گرجی گرجستانی

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
Grusinisch یعنی گرجی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
گرجی، گرجستانی، گرجی گرجستانی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
گرجی، گرجستانی
گرجی، گرجستانی
گرجی، گرجستانی
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.