معنی ۱formal · 89%
تصمیم، اقدام یا رفتاری را درست و پذیرفتنی دانستن و تأیید کردن.
مثالهای طبیعی
Ich kann nicht gutheißen, dass persönliche Daten ohne Einwilligung weitergegeben werden.
نمیتوانم انتقال دادههای شخصی بدون رضایت را تأیید کنم.
Der Vorstand hieß den Vorschlag nach einer ausführlichen Debatte gut.
هیئتمدیره پس از بحثی مفصل پیشنهاد را تأیید کرد.
Die Richterin erklärte, warum sie das Vorgehen der Behörde nicht gutgeheißen hatte.
قاضی توضیح داد چرا عملکرد نهاد دولتی را تأیید نکرده بود.
نکتهٔ کاربردی
در جملهٔ اصلی «gut» جدا میشود؛ وجه وصفی «gutgeheißen» و صورت بند وابسته «gutheißt» است.
