معنی ۱neutral · 90%
لذت بدخواهانه و تحقیرآمیز از خجالت، شکست یا بدبیاری فرد دیگر
مثالهای طبیعی
Die Berichterstattung über ihren Fehler war von unnötiger Häme geprägt.
گزارشها دربارهٔ اشتباه او آکنده از شماتت و تمسخر بیمورد بود.
Für Häme gegenüber gescheiterten Kollegen ist hier kein Platz.
اینجا جایی برای شماتت و تمسخر همکاران شکستخورده نیست.
Nach der Niederlage ergoss sich in den Kommentaren viel Häme über das Team.
پس از شکست، بخش نظرات پر از تمسخر بدخواهانهٔ تیم شد.
نکتهٔ کاربردی
Häme آشکارا منفی است و به فرد یا گروهی که از شکست دیگری لذت میبرد نگرشی خصمانه نسبت میدهد.
