درماندهوار و با اضطرار یا التماس بسیار.
مثالهای طبیعی
Das Krankenhaus sucht händeringend nach zusätzlichem Pflegepersonal.
بیمارستان با اضطرار بسیار بهدنبال پرستاران بیشتری میگردد.
Die Eltern baten händeringend um Hinweise zum vermissten Kind.
والدین با استیصال برای یافتن سرنخی از کودک گمشده التماس میکردند.
Kurz vor der Premiere suchte das Ensemble händeringend einen Ersatz für den erkrankten Schauspieler.
گروه نمایش کمی پیش از اجرا، درماندهوار بهدنبال جانشین بازیگر بیمار بود.
نکتهٔ کاربردی
اغلب با «suchen» و «bitten» میآید؛ معنای مجازی استیصال است، نه لزوماً بههمفشردن دستها.
