معنی ۱neutral · 88%
موی بسیار ریز یا نازک روی پوست یا سطحی.
مثالهای طبیعی
Im Gegenlicht waren die feinen Härchen auf ihrem Arm deutlich zu sehen.
در نور پشت، موهای ریز روی بازویش بهوضوح دیده میشدند.
Ein einzelnes Härchen lag auf dem frisch gereinigten Spiegel.
یک تار موی ریز روی آینهٔ تازه تمیزشده افتاده بود.
Die Härchen auf der Pfirsichschale fühlten sich weich an.
کرکهای ریز پوست هلو نرم بودند.
نکتهٔ کاربردی
پسوند کوچکساز «-chen» جنس خنثی را تعیین میکند و جمع همان صورت مفرد است.
