دانش یا اطلاعی غیرمستقیم بر پایهٔ گفتهٔ دیگران، نه مشاهده یا مدرک مستقیم خود فرد
مثالهای طبیعی
Der Zeuge kannte den Vorfall lediglich vom Hörensagen.
شاهد ماجرا را فقط از شنیدهها میشناخت.
Ich kenne die Stadt bisher nur vom Hörensagen.
فعلاً این شهر را فقط از شنیدهها میشناسم.
Für die Analyse reichen Angaben vom Hörensagen nicht aus.
برای این تحلیل، اطلاعات مبتنی بر شنیدهها کافی نیست.
نکتهٔ کاربردی
vom Hörensagen بر نبود تجربه یا تأیید مستقیم تأکید دارد. «hearsay» در حقوق انگلیسی معنای فنی خاصی دارد و همیشه دقیقاً با کاربرد روزمرهٔ آلمانی برابر نیست.
