شخص یا چیزی را بهطور کامل یا محسوس با ماده، پوشش یا پردهای حقیقی یا مجازی پوشاندن
مثالهای طبیعی
Dichter Nebel hüllte das Tal in ein milchiges Grau.
مه غلیظ دره را در خاکستری شیریرنگی فرو برد.
Sie hüllte das Kind in eine warme Decke.
او کودک را در پتویی گرم پیچید.
Zu den Vorwürfen hüllte sich der Vorstand in Schweigen.
هیئتمدیره دربارهٔ اتهامها سکوت اختیار کرد.
نکتهٔ کاربردی
در hüllen، پوشش با in + آکوزاتیو میآید. در اصطلاح sich in Schweigen hüllen معنا جسمی نیست و یعنی فرد عمداً اطلاعاتی نمیدهد.
