معنی ۱informal; spoken · 82%
آوایی که نشان میدهد کسی ناگهان چیزی را فهمیده یا شناخته است.
مثالهای طبیعی
Ha, jetzt verstehe ich den Zusammenhang!
آها، حالا ارتباط را میفهمم!
Ha, du bist also doch zu Hause!
اِ، پس بالاخره خانه هستی!
Ha! Der Schlüssel lag die ganze Zeit hier.
آها! کلید تمام مدت همینجا بود.
نکتهٔ کاربردی
ha اغلب مستقل یا در آغاز جمله میآید و با علامت تعجب نوشته میشود؛ لحن میتواند پیروزی یا تمسخر را هم برساند.
درس کوتاه: ha
آوایی که نشان میدهد کسی ناگهان چیزی را فهمیده یا شناخته است. ha اغلب مستقل یا در آغاز جمله میآید و با علامت تعجب نوشته میشود؛ لحن میتواند پیروزی یا تمسخر را هم برساند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «ha» مطابقت دارد؟
