وضعیت حقوقیای که فرد در آن نگهداری میشود و اجازهٔ ترک آزادانهٔ محل را ندارد.
مثالهای طبیعی
Der Verdächtige blieb bis zur Anhörung in Haft.
مظنون تا جلسهٔ رسیدگی در بازداشت ماند.
Die Anwältin beantragte die Entlassung aus der Haft.
وکیل درخواست آزادی از بازداشت را مطرح کرد.
Er verbrachte mehrere Monate in Haft.
او چند ماه را در حبس گذراند.
نکتهٔ کاربردی
Haft مؤنث و معمولاً غیرقابلشمارش است: in Haft sein؛ آن را با Haftung بهمعنای مسئولیت مالی اشتباه نگیرید.
درس کوتاه: Haft
وضعیت حقوقیای که فرد در آن نگهداری میشود و اجازهٔ ترک آزادانهٔ محل را ندارد. Haft مؤنث و معمولاً غیرقابلشمارش است: in Haft sein؛ آن را با Haftung بهمعنای مسئولیت مالی اشتباه نگیرید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Haft» مطابقت دارد؟
